تبليغاتX
عمو پورنگ مهربون

 ای زهرای پاک ، ای اسوه ایمان ، ای درهای گرانبها در سخن ، از کلامت حکمت می بارد ، از رفتارت صداقت و ایمان می تراود . از تجسمی از عفت و تقوی .

عفت ، اگر معنی یافته است ، از رفتار توست .حیا ، اگر هست ، یادگار توست .صبر ، اگر در زینب تجلی یافته است ، اثر تربیت توست .زهد ، اگر درسی باشد ، باید آن را در کلاس ( ام الحسنین ) آموخت .عاطفه ، اگر مشقی باشد ، سر مشق آن از( ام ابیها ) ست .

 

یا زهرا ، تو آن کوثر پر خیر و برکتی هستی که تا قیامت ، نیکی و خیر ، مدیون توست . تو آن موهبت بزرگی هستی که خداوند به انسانها ارزانی داشت . تو آن در گرانبها و مروارید ارزشمندی که در دریای نبوت و در صدف عصمت پرورده شدی .

دانای رازها بودی و عالمه غیر معلمه .

ای فاطمه ! ای چشمه سار حکمت ، دریای بی کران خصال نکوی تو ، از دانش و وفا و حیا موج می زند .

رفتارت ، آئینه خلق و خوی ( رسول الله ) است و عبادتت ، الگوی زنان مسلمان .

گرامی باد نام و یادت ، ای زهرای مرضیه (س)

                                                           شهادت حضرت فاطمه (س) تسلیت باد ...

 

بچه ها عمو پورنگ پنج شنبه توی خرمشهر برنامه داره حتما ببینید ...

+ نوشته شده توسط مینا اصلاح پور در سه شنبه 31 اردیبهشت1387 و ساعت 1:5 |

 یا ارحم الراحمین

نزدیک به هفت ساله که با اون زندگی کردم ، با خنده هاش خندیدم و با گریه هاش گریه کردم ، تمام حرفهاش رو با دل و جون گوش می کردم  تمام حالاتش رو برای خودم اگو کردم ، لحظه به لحظه زندگیم رو با یاد اون طی کردم .

هیچگاه نشد که اون باشه و من نبینم ، به خاطر دیدنش خیلی وقتها جلوی خیلی ها ایستادم و اونها رو رنجوندم ، تا تنها بتونم برنامش رو ببینم .

اما حالا اون گفت که می خواد بره ............................

دارم از غصه دق می کنم ، اگه اون بره من دیگه چه دلخوشی دارم . اگه اون بره و دیگه نیاد من از تنهایی ، از بی کسی ، از ناراحتی می میرم .

اون که سنگ دل نبود ، اون که خودش رو به خاطر بچه ها به هر آب و آتشی می زد ، حالا چطور دلش میاد بره و رو دل همه ما پا بگذاره ...

کاش می تونستم بهش بگم که با رفتنش دل خیلی ها رو می شکنه و خیلی ها بدون اون نمی تونن زندگی کنن .

کاش می تونستم بهش بگم اگه بره چه بلایی به سرم میاد ، کاش می فهمید من تنها بهونه شادی زندگیم اونه و اگه بره ...

کاش صدامو می شنید که دارم فریاد می زنم عمو پورنگ ، داداش خوبم نـــــــرو ...

    اشک من رنگ شفق یافت ز بی مهری یار

                              طالع بی شفقت بین که درین کار چه کرد

+ نوشته شده توسط مینا اصلاح پور در شنبه 28 اردیبهشت1387 و ساعت 1:16 |
نرو
+ نوشته شده توسط مینا اصلاح پور در شنبه 28 اردیبهشت1387 و ساعت 1:15 |

                              به نام خدا
سلام یه سلام پر از غم از یه دل غمگین به شما دوستای عمو پورنگیه خودم،

بچه ها عمو پورنگ داره می ره! این طور که بوش می یاد مدت زیادی شاید نباشه، اگه برنامه ی دوشنبه و چهارشنبه رو دیده باشید و یا حتی برنامه اردیبهشت مربوط به شبکه 4 حتما متوجه شدید، عمو پورنگ این بار برای مرخصی و استراحت داره نمی ره که خیالمون راحت باشه که زود بر می گرده، اونا تصمیم دارن برنامه رو تموم کنن، یعنی اجرای زنده رو، و یه مدت بعد که معلوم نیست کی باشه با برنامه ی تولیدی یعنی ضبط شده برگردن.

هر چند عمو تو هر برنامه ای با هر شکلی باشه موفقه و برنامش قشنگه، ولی خودتونم می دونید که زیبایی برنامه ی عمو به اینه که پخش زنده باشه، وقتی تولیدی باشه همه چیز کنترل شده هست، تمام حرفهایی که زده می شه، تمام حرکاتی که انجام می شه. ما ها با پخش زنده ی برنامه عمو حتی می تونیم بفهمیم که عمو کی ناراحته کی شاد، قشنگیه برنامه ی زنده این قدر هست که نشه با برنامه ی تولیدی به همین راحتی عوضش کرد.

 بچه ها عمو داره می ره، من فکر می کنم حتی تابستونم نیاد، باورتون نمی شه تموم خستگی امتحان دادن موقعی از تنم بیرون می ره که بعد امتحان بیام و برنامه ی عمو رو ببینم و یه انرژی دوباره بگیرم برای امتحان بعد، اونوقت عمو جونم داره ما رو تو این موقعیت تنها می ذاره، یا حتی تابستون اوقات بیکاریمو دوست دارم دیدن برنامه ی عمو پر کنه و.....بچه ها بیاید یه کاری بکنید ازتون خواهش می کنم، وقت نداریم باید هر کار می خوایم بکنیم تو این چند روز باشه، امروز عمو تو برنامه گفت: هر چه زودتر نظرات خودتونو برامون بفرستید، پس خواهش می کنم بجنبید.....

از عمو بخواهید که این موقع ما رو تنها نذاره موقع امتحانات که به حرفهاش و به شادی هاش احتیاج داریم، تو تابستون که اوقات فراغتمون زیاده دلمون می خواد عمو با ما باشه، به آقای آقاجانزاده هم بگید شما تو مصاحبه تون گفته بودید که دوست ندارید مثل خیلی از کسای دیگه برنامه وقتی به اوج رسید تمومش کنید پس چرا دارید الان این کارو می کنید و ما رو تنها می ذارید؟ بچه ها عمو مهربونه ازش بخواهید که این کارو نکنن ما همین طوری هم برنامش رو بیشتر دوست داریم، بچه ها عاجزانه ازتون خواهش می کنم یه کاری کنید وقت نداریم، خواهش می کنم. اگه همه دست به دست هم بدیم شاید بشه یه کاری کرد.

به هر ایمیل و سایت و وبلاگ و تلفن و اس ام اس و هر راه دیگه ای که به ذهنتون می رسه اقدام کنید فقط زود زود می دونم موقع امتحاناته ولی به خدا یکی دوساعت بیشتر وقتتونو نمی گیره از شما مهربونا خواهش می کنم خیلی زود یه کاری کنید، یه چند تا راهی که خودم به ذهنم می رسه براتون می نویسم:

شماره پیام کوتاه برنامه:3000014
ایمیل عمو:
info@amoo.ir
تالار عمو:
http://www.mypardis.com/Public/amoo

وبلاگهایی که گفته می شه مربوط به عمو هست:
http://www.pourang.blogfa.com
http://www.pourang.persianblog.ir
http://www.poorang.persianblog.ir

شماره روابط عمومی: تهران:162 شهرستان:22040001 الی 5
سایت نظر خواهی صدا و سیما:
http://pr.irib.ir/162.php

این پیام توسط یه دوست ارسال شده بود که ازم خواست بزارم تو وب و چقدر خوب نوشته .

ازت ممنونم دوست عزیز و مطمئن باش من همه راهها رو میرم . بچه ها ترو خدا کمک کنید فقط کافی تقاضا زیاد بشه باور کنید ما می تونیم جلوی این اتفاق وحشتناک رو بگیریم اگه واقعا دوستش دارین حالا وفت ثابت کردنه

دیگه ضربان قلبم داره می ایسته هر کاری می تونم دارم می کنم .

+ نوشته شده توسط مینا اصلاح پور در پنجشنبه 26 اردیبهشت1387 و ساعت 1:19 |

+ نوشته شده توسط مینا اصلاح پور در پنجشنبه 26 اردیبهشت1387 و ساعت 1:14 |

 

دوست

بزرگ بود

و از اهالی امروز بود

و با تمام افق های باز نسبت داشت

و لحن آب و زمین را چه خوب می فهمید .

صداش ،به شکل حزن پریشان واقعیت بود .

و پلک هاش ، مسیر نبض عناصر را به ما نشان داد .

و دست هاش ، هوای صاف سخاوت را ورق زد

و مهربانی را به سمت ما کوچاند .

به شکل خلوت خود بود

و عاشقانه ترین انحنای وقت خودش را

برای آینه تفسیر کرد .

و او به شیوه باران پر از طراوت تکرار بود .

و او به سبک درخت میان عافیت نور منتشر می شد .

همیشه کودکی باد را صدا می کرد .

همیشه رشته صحبت را به چفت آب گره می زد .

برای ما ، یک شب سجود سبز محبت را چنان صریح ادا کرد

که ما به عاطفه سطح خاک دست کشیدیم

و مثل لهجه یک سطل آب تازه شدیم .

وبارها دیدیم که باچقدرسبد برای چیدن یک خوشه بشارت رفت.

ولی نشد که روبروی وضوح کبوتران بنشیند

و رفت تا لب هیچ و پشت حوصله نورها دراز کشید

و هیچ فکر نکرد که ما میان پریشانی تلفظ درها

برای خوردن یک سیب چقدر تنها ماندیم .

+ نوشته شده توسط مینا اصلاح پور در سه شنبه 24 اردیبهشت1387 و ساعت 19:35 |

 

در آن سالها که گلشن امامت علی مرتضی ، تحت مراقبتها و حمایتهای بی دریغ خاتم رسولان بود ، و دامن عاطفه و قدمهای پر برکت سید انبیاء (ص) هر روز بر صحن و سرای بوستان علوی مرتضی (ع) می سود ، درست در پاکترین بیت خدا و پاکیزه ترین مامن ولا ، و در طلیعه فرخنده پنجمین روز از ماه جمادی الاول ، گل وجود زینب سر از گلشن رسالت بر آورد . و این عبیر بهشت بود که نکهت جنان را بر شاخسار همیشه بهار ایمان و سراس عظیم ترین مرد قرآن می نشانید .

یا زینب جان

گلشنی که قامت با صلابت امیر ایمان بر ساحت اقدسش می درخشید و عطر وجود فاطمه الزهرا از حریم الهی اش می تراوید .

و زینب که خود از تبار پاکیها بود ، در پاکترین مهد خدا رویید و در دامن بهترین برگزیدگان او و اصحاب شریف کسا (ع) بالید .

+ نوشته شده توسط مینا اصلاح پور در دوشنبه 23 اردیبهشت1387 و ساعت 1:18 |

امروز می خوام تولد دوست گلم دریا رو بهش تبریک بگم

 

 تولدت مبارک

 

از خدا می خوام عمر با عزت و قشنگی بهت عطا کنه و ان شاءالله بتونی به همه آروزهای قشنگت برسی 

 

این شعر رو هم به عنوان هدیه تولد از من قبول کن

 

       زندگی آب روانیست ، روان می گذرد

                                          آنچه تقدیر من و توست ، همان می گذرد

 

      امیدوارم همیشه مثل دریا زلال و شاداب و با طراوت باشی

+ نوشته شده توسط مینا اصلاح پور در شنبه 21 اردیبهشت1387 و ساعت 2:27 |
+ نوشته شده توسط مینا اصلاح پور در شنبه 21 اردیبهشت1387 و ساعت 2:10 |

سلام بر همه عمویی ها

داشتم برای نوشتن مطلب جدیدی فکر می کردم ، که ناگهان صدای آهنگ گوشم را ربود ، بی اختیار هر چه شنیدم نوشتم            

شما هم گوش کنید می شنوید ...         

بزار خیال کنم هنوز ترانه هامو می شنوی    

                                      هنوز هوامو داری و هنوز صدامو می شنوی  

بزار خیال کنم هنوز یه لحظه از نیازتم        

                                      اگه تمومه قصه ام هنوز ترانه سازتم

بزار خیال کنم هنوز پر از تب و تاب منی   

                                      روزا به فکر دیدنم شبا پر از خواب منی       

بزار خیال کنم تو دلتنگیات غروب که می شه یاد من می افتی     

                                      تویی که قصه طلوع عشقو گفتی و دوست دارمو نگفتی

بزار خیال کنم منم اونکه دلت تنگه براش        

                                      اونیکه وقتی تنهایی پر می شی از خاطره هاش   

اونکه هنوز دوسش داری اونکه هنوز هم نفسه  

                                       بزار خیال کنم منم اونیکه بودنش بسه                   

دوباره فال حافظو دوباره توی فالمی       

                                       بزار خیال کنم بزار اگر چه بی خیالمی

بزار خیال کنم تو دلتنگیات غروب که می شه یاد من می افتی     

                                       تویی که قصه طلوع عشقو گفتی و دوست دارمو نگفتی

                          گفتی و دوست دارمو نگفتی ...

دست خواهرم درد نکنه . کارم رو راحت کرد عجب آهنگی گذاشته بود خوب شعری بود در وصف عمو خوب .....................................

             

                                      فعلا دست علی یارتون

+ نوشته شده توسط مینا اصلاح پور در پنجشنبه 19 اردیبهشت1387 و ساعت 21:8 |
این بچه شاید منم که همش تو رویای داداش پورنگشه
+ نوشته شده توسط مینا اصلاح پور در دوشنبه 16 اردیبهشت1387 و ساعت 6:18 |
سلام   سلام    سلام

بلاخره فهمیدم عمو پورنگ برام حکم چه کسی رو داره

ای بابا یه نظری به بالای صفحه بندازید

بله درست دیدید عمو جون برای من حکم داداش بزرگتر رو داره

من خودم یه برادر دارم که خیلی برام عزیزه  اما حالا یه هفت سالیه که برادر جدیدی پیدا کردم که برام خیلی خیلی عزیزه  این داداشی گل من با این همه خوبیش با اینکه تا حالا آبجی مینا رو ندیده اما خیلی چیزا به آبجیش یاد داده تمام خوبی هاشو از راه دور به من فرستاده

من از همین لحظه اعلام می کنم که دیگه عمو پورنگ برام شده داداش پورنگ و همیشه هوای این داداشی رو خواهم داشت                 

                                      تا بعد دست علی نگه دار همه شما

مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم      

                                       هوا داران کویش را چو جان خویشتن دارم  

 

+ نوشته شده توسط مینا اصلاح پور در دوشنبه 16 اردیبهشت1387 و ساعت 6:14 |
+ نوشته شده توسط مینا اصلاح پور در یکشنبه 15 اردیبهشت1387 و ساعت 7:0 |
وای........... وای..................... وای .....................................

من دارم از شوق منفجر می شم

چراش عموییه  چرا عمو پورنگ انقدر خوبه  هر چی می گذره هر چی می بینمش احساسم نسبت بهش شیرین تر می شه  نمی تونم حد و اندازه این احساس شیرین رو بگم هر وقت می خوام ازش بگم قلبم می ریزه . دلم می لرزه . دستام سست می شه. یه جوری می شم. اون پایینای دلم انگار دو تا مورچه دارن دلمو می خورن

کاش معنی این احساسو می فهمیدم

دوستش دارم اما فقط به خاطر اینکه عمو پورنگه و خوبه و مهربونه و اینا نیست

دوستش دارم چون برام الگوی بزرگیه خیلی برام ارزش داره خیلی برام عزیزه

همی جا دعا می کنم که انشاءالله هیچ کس هیچ وقت برای عمو بد نگه  وقتی کسی این کارو می کنه خیلی دلم میگیره  اون مورچه های ته دلم گریه می کنن  خیلی احساس بدیه

خدا عمو رو برای ما دوستدارانش حفظ کنه        ان شاءالله        

اگر چه من به چشم تو کمم گمم قدیمیم

                                         آتشفشان عشقم و دریای پر تلا طمم

+ نوشته شده توسط مینا اصلاح پور در یکشنبه 15 اردیبهشت1387 و ساعت 6:51 |
 

+ نوشته شده توسط مینا اصلاح پور در جمعه 13 اردیبهشت1387 و ساعت 6:22 |

به نام او ...


( سلام بر صاحب انسان و بر بندگان پاکش )

مدتهاست که دست روی دست گذاشتم و هیچ نکردم به خیال اینکه نا خواسته حاجتم روا می شود . اما حالا دیگر صبرم لبریز شده ، سراپای وجودم شوق رسیدن دارد ، خوب می دانم حوض نقاشی من بی ماهیست ، اما بگذارید برایتان بگویم خانه دوست کجاست .

می خواهم دیگر پنهان نکنم ، می خواهم فاش بگویم که چه کسی را دوست دارم ، تمام قلبم ، تمام وجودم ، لبریز شده ست از عشق او ، او که در آغاز برای لحظه های کوکیم پناه بود ، حال برای لحظه لحظه بی پناهیهایم پناه است .

گاه گاهی که به درونم سر می زنم چیزی جز او نمی بینم .....................................

من در او ایمان به خدا را ، عشق به امام عصر را ، محبت به فرشتگان زمینی را ، سادگی را ، صداقت را ، پاکی را ، خوبی را ، و بدون اغراق بگویم تمام صفات نیکو را به وضوح دیدم . برای همین عاشقش شدم تا مانند او باشم .

نمی خواهم بگویم آرزوی رسیدن به او را ندارم اما به جای این جمله  می خواهم با تمام وجودم بگویم که  می خواهم مانند او شوم و به یاری خداوند به خواسته ام خواهم رسید .

  گویند سنگ لعل شود در مقام صبر       آری شود لیک به خون جگر شود

+ نوشته شده توسط مینا اصلاح پور در شنبه 7 اردیبهشت1387 و ساعت 23:48 |